محمد مهدى ملايرى

435

تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )

دجله ( - كور دجله « 1 » ، بصره و صدقات آن « 2 » ، مركز جمع‌آورى غنيمتها ، رام هرمز « 3 » ) . درخور ذكر است كه كارگزار جايى كه در اين‌جا كور دجله ( - استانها يا تسوهاى دجله ) خوانده شده همان نعمان بن عدى است كه پيش از اين در وصف ابلّه و زيباييهاى آن شعرى از او دربارهء برخوردارى وى از آن زيباييها نقل شد ، شعرى كه چون به گوش عمر رسيد او را از آن‌جا برداشت . گويى اين كيفر مالى كه در اين مرحله او را درگرفت كافى نبوده است كه در آن محيط اغواگر شيطان را از او دور نگه دارد و او همچنان در بند شيطان خود به كسب لذات مشغول بوده تا سرانجام خليفه او را از كارگزارى آنجا معزول ساخته است . ابو موسى اشعرى و شيطان دار الاماره بصره گفتنى است كه خود ابو موسى اشعرى هم كه در نظر خليفه قهرمان مبارزه با شيطان در اين منطقه بود پس از آمدن به اين‌جا و برخوردارى از مزاياى امارت در همان دامى لغزيد كه شيطان در دار الامارة بصره گسترده بود . آغاز امارت او را در بصره ديديم كه همراه با چند تن از صحابهء پيغمبر به قصد اجراى احكام الله وارد آن

--> همين‌جايى است كه امروز شهر اهواز است . و چنان كه نوشته‌اند نام اصلى آن هرمزشهر بوده . اين نام در فتوح البلدان هوز مسير چاپ شده كه تحريف است ( 472 ) ياقوت از كتابهاى قديم نقل كرده كه شاپور در خوزستان دو شهر ساخت يكى را به نام خداوند خواند و ديگرى را به نام خودش و سپس هردو را در يك نام جمع كرد و آن هرمزداد شاپور است يعنى داده خداوند به شاپور . و عربها از آن‌رو آن را سوق الاهواز يعنى بازار اهواز خوانده‌اند كه آنجا بازار تمام مناطق خوزستان بوده ( معجم 1 / 410 ) . ( 1 ) . جايى كه در اين‌جا كور دجله خوانده شده همان جايى است كه نعمان بن عدى بن فضله كارگزار آن بود و ميشان هم خوانده مىشد و ابلّه هم از آنجا بوده . ( 2 ) . صدقات بصره ، بخشى از درآمدهاى ديوان خراج بود كه از وجوه شرعى اسلامى مانند زكات و غيره جمع مىشد ، و جدا از حسابهاى مالى ديوان خراج بود كه سابقه‌اى قديم و از پيش از اسلام داشت . ( 3 ) . رام‌هرمز يكى از استانهاى خوزستان بود . استانهاى ديگر آن را ياقوت چنين نوشته است سوق الاهواز - ايذج - عسكر مكرم - تستر ( - شوشتر ) جندىشاپور - شوش - سرّق - نهر تيرى و مناذر . ( معجم البلدان ، 1 / 411 ) .